تبلیغات
digital

digital

دوشنبه 22 آبان 1396


دلیل خیانت افراد در رابطه عاطفی چیست؟


خیانت رفتاری است که برخی ها در زندگی شان آن را تجربه می کنند‎

 

متاسفانه، خیانت رفتاری است که برخی ها در زندگی شان آن را تجربه می کنند. اما به راستی علت آن چیست؟ خیانت دلایل زیادی دارد، از کم محلی گرفته تا انتقام و... اگر شما هم دوست دارید که دلایل این رفتار را بدانید، در ادامه مطلب با ما همراه شوید.

 

به دنبال دلیلی برای جدایی است

برخی از افراد به هر دلیلی دوست دارند که از شریک زندگی خود جدا شوند اما بهانه ای برای این کار نمی یابند، به همین دلیل آنها خیانت را انتخاب می کنند چون خیانت برای هیچکس قابل بخشش نیست. در واقع آنها خیانت را به عنوان ابزاری برای دور کردن طرف مقابل شان از خود استفاده می کنند.

 

به دنبال کمبودهای رابطه خود در جای دیگری می گردد

خیانت یکی از بدترین راهها برای به دست آوردن نیازهایی است که در رابطه فعلی وجود ندارد. به عنوان مثال زمانی که یکی از طرفین توجه لازم را از شریک زندگی اش دریافت نکند، در جای دیگری به دنبال آن می گردد. در واقع او فرد دیگری را جایگزین شریک زندگی شان می کند تا کمبودهای موجود را احساس نکند. بنابراین اگر همسرتان از شما دور شده و رابطه دیگری را آغاز کرده است، شاید دلیل اش نادیده گرفتن او یا برخی از نیازهای حیاتی اش توسط شما باشد.

 

می خواهد شما را به خود نزدیک تر کند

برخی ها اعتقاد دارند که دوری دوستی می آورد، به همین دلیل آنها مدام به بهانه های مختلف از شریک زندگی شان دور می شوند تا عواطف و احساسات او را برانگیزند غافل از این که این کار عواقب خوشایندی را در پی نخواهد داشت. خیانت نیز یکی از روش های غلطی است که برخی ها از آن به عنوان ابزاری برای تحریک احساسات شریک زندگی شان به کار می گیرند. به عقیده آنها: «من به تو ثابت می کنم که از دست دادن من چه دردی دارد، و پس از آن تو چگونه به دنبال من خواهی دوید.» آنها فکر می کنند که پس از این کار، شریک زندگی شان از ترس دوباره این اتفاق، به او نزدیک تر شده و رفتارش را تغییر خواهد داد.

 

می خواهد که وفاداری او را امتحان کند

گاه افرادی که از وفاداری طرف مقابل شان اطمینان ندارند، خیانت را به عنوان راهی برای امتحان عشق شان به کار می گیرند. اعتقاد آنها بر این اساس است که «تا طرف مقابل ات را امتحان نکنی، نمی توانی نسبت به وفاداری و عشق اش مطمئن شوی.» به همین دلیل آنها خیانت می کنند تا عکس العمل طرف مقابل شان را ببینند، در حالی که نمی دانند با این کار نه تنها اعتماد بلکه عصبانت او را نیز بر می انگیزند و رابطه آنها به سمت بدتر شدن پیش خواهد رفت.

 

تا کنترل امور را به دست گیرد

خیانت برای برخی از افراد راهی برای برگرداندن قدرت و به دست گرفتن کنترل امور است. بعضی از افراد طرف مقابل شان را به شدت محدود می کنند، گویی که پرنده ای را در قفس اسیر کرده اند. در این شرایط، افراد دست به خیانت می زنند تا ثابت کنند که آنها اسیر نیستند و اختیار امور زندگی خود را دارند. بنابراین محدودیت بیش از حد نیز یکی از دلایل خیانت زوج ها به یکدیگر است.

 

در پی درس دادن به شریک زندگی اش است

یکی دیگر از دلایل خیانت، تنبیه کردن طرف مقابل است. در واقع انتقام یکی از شایع ترین راههایی است که زوجین برای جبران رفتار زشت طرف مقابل شان به کار می گیرند. شاید هم راهی برای انتقاد از رفتارهایی چون دروغگویی، پول پرستی، اعتیاد یا بی احترامی باشد.

 

در نهایت باید بگوییم که خیانت رفتاری است که جای هیچ بخششی ندارد. دلایل نام برده شده در بالا تنها توجیهی است که افراد برای خیانت های خود می آورند در حالی که ممکن است مقصر اصلی خود فرد خیانت کار باشد نه هیچ کس دیگر. در هر صورت، اگر شما هم احساس می کنید که همسرتان به شما خیانت می کند، بد نیست در مورد نکات گفته شده بیشتر بیاندیشید.

 

  • نظرات() 
  • دوشنبه 22 آبان 1396


    خانم ها بخوانند، این واقعیات دید شما را نسبت به همسرتان تغییر می دهد

     
    خانم ها هیچوقت قادر نیستند به طور کامل فکر مردها را بخوانند‎

     

    خانم ها هیچوقت قادر نیستند به طور کامل فکر مردها را بخوانند حتی نمی توانند خودشان را برای لحظه ای جای آن ها بگذارند. امروزه با تمرکز زیادی که روی برابری در جامعه می شود همچنانکه نقش های جنستی در حال تغییر هستند زنان و مردان می توانند با نگاه به زندگی از دید یکدیگر زمینه های مشترکی را کشف کنند.

     

    زمان آن رسیده که اولین حرکت از سوی شما باشد

    چرا همیشه تصور این است که خانم ها باید ناز کنند یا به قول معروف طاقچه بالا بگذارند؟ به عنوان مثال کنار تلفن بنشینند و منتظر تماس او باشند. در واقع انتظارات اجتماعی دلیل این تصور است که حرکت نباید از سوی خانم ها باشد. این کار هم به شما کنترل شخصی می دهد و هم باعث می شود در رابطه شما نیازی به کشف زبان بدن نباشد.

     

    بر اساس تحقیقی که روی ۳۲ مرد دانشجو انجام شده است ۷۲ درصد از آن ها دریافتند که شروع رابطه جنسی کمی خواستار طلب است و تمایل دارند که گاهی اولین حرکت از سمت همسرشان باشد. مردها آماده هر مسئولیتی هستند.

     

    گاهی به همسرتان بگویید که زیباست

    خوش تیپ، خوش لباس، زیبا و… به او اجازه دهید بداند جذب کدام یک از ویژگی هایش شده اید. مردها معمولا نسبت به ظاهر خود بی تفاوت هستند اما تمایل خاصی به خودستایی دارند. بیشتر مردها دوست دارند برای همسرشان جذابیت داشته باشند.

     

    سرماخوردگی در مردها

    معمولا سرماخوردگی مردها نسبت به زن ها شدیدتر است. هورمون های استروژن در زنان آسان تر با سرماخوردگی مبارزه می کنند تا زنان. پس اگر همسرتان سرما خورده است تصور نکنید که خودش را لوس می کند بلکه مردها هنگام سرماخوردگی مستحق رلسوزیو مراقبت بیشتری هستند.

     

    مردها به زن ها دید ابزاری ندارند

    دید ابزاری به زنان نه تنها استانداردهای زیبایی دسترس ناپذیری را ایجاد می کند بلکه باعث می شود مردها به زن ها بر اساس لباس و ظاهرشان احترام بگذارند. واقعیت این است که هر چه زن ظاهر ساده تری داشته باشد برای مردها جذاب تر است.

     

    زن ها بیشتر از مردها اندام خود را می پذیرند

    مدت هاست که میزان نارضایتی زنان از اندامشان کاهش یافته است و امروزه نارضایتی مردها از ظاهر جسمی شان نسبت به زن ها بیشتر شده است.

     

    مردها با مردانگی مسموم مواجه هستند

    از زن ها انتظار می رود با آنچه جامعه به عنوان فعالیت های زنانه تعیین کرده خود را وفق بدهند. (پوشیدن لباس های دخترانه، نگهداری از خانه و…) و هنگامی که از این انتظارات پیروی نمی کنند با انتقاد مواجه می شوند. از طرف دیگر مردها هم برای پیش رفتن با انتظارات جامعه از بعد مردانگی تحت فشار قرار می گیرند و این ممکن است منجر به آسیب ذهنی در مردان شود. طبق تحلیلی که در مجله روانشناسی مشاوره انجام شده است بین کسانی که با هنجارهای مردانگی مواجه هستند و کسانی که درگیر سلامت ذهن هستند ارتباط خاصی وجود دارد. این تحلیل بر اساس ۱۱ استاندارد اجتماعی که بر مردها تحمیل می شود اندازه گیری شده است. مثل: برنده شدن، کنترل احساسی، ریسک پذیری، خشونت، تسلط و نفوذ، اعتماد به نفس و…

     

  • نظرات() 
  • دوشنبه 22 آبان 1396


    ۹ علامت از مناسب بودن شما و همسرتان برای یکدیگر


    همسر مناسب


    نگاه مثبت به زندگی و حوادث پیرامون می‌تواند رابطه خوب و پایداری را ایجاد کند

     

    شما مطمئن هستید که انتخاب درستی در مورد همسرتان داشته‌اید. حالا فردی را در کنار خود دارید که می‌توانید با او صحبت کنید و از حضورش لذت ببرید. اما واقعا چگونه می‌توان مطمئن بود که شما زوج مناسبی برای یکدیگر هستید؟ خوشبختانه علم پاسخ مناسبی برای این سوال دارد. در این مقاله فاکتورهایی را بیان می‌کنیم که می‌تواند بر روی روابط شما تاثیر بگذارد.

     

    هر دو مثبت اندیش هستید:

    مطالعات مختلف نشان می‌دهد که نگاه مثبت به زندگی و حوادث پیرامون می‌تواند رابطه خوب و پایداری را ایجاد کند. محققان دانشگاه شیکاگو دریافته‌اند زمانی که زوج‌ها دارای مثبت اندیشی بالایی هستند، کمتر دچار درگیری و نزاع در روابط خود خواهند شد. احساسات مثبت بنیان اصلی هر رابطه‌ای است زیرا داشتن احساسات منفی می‌تواند همه چیز را نابود کند. همیشه توصیه می‌شود نیمه پر لیوان را ببینید، اینکار مزایای خاصی دارد. مطالعه منتشر شده در مجله شخصیت و روانشناسی اجتماعی نشان می‌دهد زوج‌هایی که دستاوردهای یکدیگر را تحسین می‌کنند رضایت بیشتری از رابطه خود دارند.

     

    زیاد از پیام های متنی استفاده نمی‌کنید:

    استفاده از پیام‌های متنی تاثیر خوبی در روابط انسان‌ها دارد اما پیام‌های گفتاری بسیار موثرتر است. در یک مطالعه انجام شده محققان دریافتند که استفاده بیش از حد پیام‌های متنی در میان تمامی نسل‌ها نکوهیده است. محققان بر این باورند که استفاده از پیام‌های متنی اگرچه می‌تواند در برخی از موارد مفید باشد اما گرفتن پیام دقیق آن برای بیشتر افراد دشوار است. زمانی که فردی تعامل کمتری با طرف مقابلش داشته باشد انتظارات به خوبی برآورده نخواهد شد و همین امر می‌تواند زمینه ساز نارضایتی در افراد گردد. همچنین تحقیقات مشابه نشان می‌دهد مردانی که بیشتر از پیام‌های متنی استفاده کرده‌اند؛ کیفیت رابطه آن‌ها ضعیف‌تر از سایر افراد بوده است. محققان معتقدند زمانی که مردان نتوانند وارد رابطه مستقیم شوند از پیام‌های متنی استفاده می‌کنند.

     

    استفاده از رسانه‌های اجتماعی را محدود می‌کنید:

    در عصر دیجیتال امروز همه افراد دوست دارند از اخبار روز دنیا آگاه شوند. حتما شما هم از این موضوع مستثنی نیستید و دوست دارید تلگرام، اینستاگرام یا فیس بوک خود را به طور منظم بررسی کنید. اما حضور بیش از حد در رسانه‌های اجتماعی یکی از موارد سمی و آسیب رسان در روابط زناشویی است. مطالعات انجام شده نشان می‌دهد افرادی که بیشتر از دیگران از رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند نزاع و درگیری بیشتری در روابطشان خواهند داشت و همین امر منجر به بروز مشکلات حاد و شدید در خانواده می‌شود. بنابراین افرادی که استفاده از این رسانه‌ها را محدود می‌کنند زندگی بهتری خواهند داشت.

     

    نوازش کردن را فراموش نمی‌کنید:

    همه افراد دوست دارند محبت فیزیکی را از بستگان نزدیک خود دریافت نمایند. این یک پاسخ زیستی طبیعی است اما زمانی که اینکار بخشی از رابطه زناشویی شما می‌شود، باعث ایجاد خوشحالی و رضایت در زندگی خواهد شد. مطالعه‌ای که در مجله آمریکایی خانواده درمانی منتشر شده است ، بیش از ۱۰۰ مرد و ۱۹۵ زن را در این مورد بررسی کرده است. در این مطالعه محققان نوازش کردن، ماساژ و در آغوش گرفتن را مورد بررسی قرار دادند.آن‌ها دریافتند که حضور مداوم این گونه موارد می‌تواند باعث رضایت طرفین در زندگی شود. نوازش می‌تواند ارتباط فیزیکی و صمیمیت مشترک بین زوج را افزایش دهد. این تنها یک رابطه جنسی نیست.در نتیجه از طریق لمس فیزیکی می‌توان به سطحی از انرژی مثبت دست یافت که باعث خوشحالی کلی طرفین می‌شود. همین خوشحالی و رضایت نیز منجر به دوام زندگی مشترک خواهد شد.

     

    احساسات خود را مخفی نمی‌کنید:

    مشکل در هر رابطه‌ای وجود دارد. بیشتر زوج‌ها به هنگام برخورد با مشکلات سعی می‌کنند احساسات واقعی خود را پنهان کنند اما مطالعات انجام شده نشان می‌دهد که اینکار می‌تواند به رابطه شما آسیب وارد کند. محققان دانشگاه فلوریدا دریافته‌اند که بیان خشم و نارضایتی در زمانی که احساس خوبی ندارید می‌تواند برای حل مشکلات مفید باشد.اگر بتوانید در یک بستر سالم بحث کنید، احساس راحتی خواهید داشت و می‌توانید احساسات واقعی خود را بیان کنید. همین امر موجب ایجاد یک چارچوب کاری خوب برای مدیریت جرو بحث‌ها خواهد شد. در این صورت می‌توانید رابطه مستحکمی داشته باشید. هرگز از بیان احساسات خود نترسید.

     

    رابطه جنسی منظمی دارید:

    اگر بتوانید روابط عاشقانه‌ای که در ابتدای ازدواج‌تان داشتید را حفظ کنید، قادر خواهید بود رابطه خوب و پایداری داشته باشید. در حقیقت مطالعات انجام شده نشان می‌دهد داشتن حداقل یکبار رابطه جنسی در هفته می‌تواند شادی و رضایت را وارد رابطه زناشویی بکند. برای این مطالعه محققان بیش از ۳۰۰۰۰ نفر را مورد بررسی قرار دادند. به طرز شگفت انگیزی، افرادی که رابطه جنسی خوبی نداشتند رضایت کمتری نیز داشتند.

     

    شما شبیه یکدیگر هستید:

    اگر شما و همسرتان نقاط مشترک بیشتری داشته باشید زوج موفق تری خواهید بود. مطالعات انجام شده در دانشگاه Wellesley نیز این موضوع را تایید می‌کند. در این مطالعه محققان سوالاتی را در مورد تفکر، ارزش‌ها و سایر موارد از زوج‌ها پرسیدند. این مطالعه نشان داد زوج‌هایی که شباهت بیشتری به هم داشتند ارتباط بهتر و سازنده تری را ایجاد کرده بودند. اگر شما و همسرتان از لحاظ شخصیتی شبیه هم باشید، می‌توانید در مواجهه با مشکلات مثل هم رفتار کنید.

     

    عادت خرج کردن متفاوتی دارید:

    اگر بدانید بیشتر جرو بحث‌های خانوادگی به خاطر مسائل مالی است شگفت زده می‌شوید. در حقیقت بر اساس گفته‌های مجله پول؛ ۷۰ درصد زوج‌ها بیشتر از هر چیزی بر روی مسائل مالی بحث می‌کنند. اگر دو طرف عادت متفاوتی در خرج کردن پول داشته باشند، زوج مناسبی برای یکدیگر خواهند بود. شواهد و تحقیقات انجام شده در دانشگاه‌های مختلف نیز همین امر را تایید می‌کند. محققان بیش از ۱۰۰۰ زوج را مورد مطالعه قرار دادند و دریافتند که بیشتر افرادی که رابطه طولانی مدت دارند، معمولا عادت متفاوتی نیز در خرج کردن پول خواهند داشت.

     

    از موارد یکسانی لذت می‌برید:

    مطالعات انجام شده در مجله ارتباطات نشان می‌دهد که ۷۵ درصد زوج‌های شاد با هم شاد می‌شوند و با هم می‌خندند. زوج‌هایی که از موارد کمدی یکسانی شاد می‌شوند رابطه بهتر و پایدارتری خواهند داشت.

  • نظرات() 
  • دوشنبه 22 آبان 1396


    اگر از ازدواج خود پشیمان هستید، بدانید که...


    بسیاری از مردان دلیل عدم‌رضایت از زندگی را خواسته‌های نامتعارف زنان می‌دانند

     

    آن‌طور که به نظر می‌رسد ازدواج برای برخی زوج‌های ایرانی برخلاف تصور نتیجه خوشایندی در برندارد. بسیاری از مردان دلیل این عدم‌رضایت از زندگی را خواسته‌های نامتعارف زنان می‌دانند. اما واقعا چرا مردان زنان را متهم می‌کنند؟ علم جامعه‌شناسی به این سوال تاحدودی پاسخ داده است.

     

    اگر از ازدواج خود پشیمان هستید و حالا پس از گذشت چندین سال، زندگی مشترکتان خوشایندی سابق را ندارد باید بدانید که تنها نیستید. بیش از صدها پیام و نظر کاربران در دو گزارش منتشرشده درباره نارضایتی از ازدواج نشان می‌دهد که بسیاری از زوج‌های ایرانی پس از گذشت مدتی از تشکیل زندگی مشترکشان از کرده خود پشیمان هستند.

     

    البته این موضوع خاص ایران نیست و با جست‌وجوی ساده به زبان انگلیسی می‌توانید دریابید که «ازدواج» این واژه شش حرفی، فارغ بر سادگی‌اش بسیار پیچیده و سخت است. البته سختی آن زمانی دو چندان می‌شود که قرار است دو فرد را در جامعه‌ای آمیخته به سنت و مدرن به یکدیگر پیوند زند.

     

    جامعه‌ای که میان «سین» و «میم» این دو فرهنگ اسیر شده و معضلات اقتصادی هم بر مشکلاتش افزوده است. اما دلیل چیست؟

     

    بسیاری از مردم معتقدند؛ اوضاع نابسامان اقتصادی،‌ توقعات بالای زنان،‌ رفتارهای متفاوت زنان بعد از ازدواج، تربیت ناصحیح جوانان در جامعه و عدم انتخاب صحیح شریک زندگی از جمله دلایل پشیمانی متاهلان از زندگی مشترک است. اما تا چه اندازه این دلایل از منظر جامعه شناسی درست است و چرا زنان در این بین بیش از دیگران متهم می‌شوند؟ فتح‌اللهی، جامعه شناسی و مدرس دانشگاه به سوالات پاسخ داده است.

     

    او معتقد است که روابط زناشویی که در حال حاضر در ایران وجود دارد ظاهرا در شرایطی بحرانی و پرمشکل به سر می‌برد. «این وضعیت درواقع، وضعیتی است که تجربه آن هشدارهایی را به جامعه ایران می‌دهد، بدین معنی که در جامعه شاهد افزایش فزاینده طلاق و در نقطه مقابل آن کاهش و رشد منفی ازدواج هستیم. این وضعیت به عبارتی نشان دهنده و بازنمایی از تقابل و رویارویی دو سبک زندگی است.»

     

    این مدرس دانشگاه می‌افزاید: اولی، سبک زندگی سنتی که ما سابقا آن را تجربه می‌کردیم، یک چارچوب از پیش تعیین شده در رابطه با برساخت و تداوم زندگی زناشویی بود و در حال حاضر هنوز بخش اعظمی از وجود ناخودآگاه اجتماعی ما و همچنین انتخاب های ما را پوشش می‌دهد اما دیگر وجه غالب را ندارد. دومی، سبک زندگی مدرن است، ما سال‌هاست که با آن روبه‌رو شده‌ایم اما هنوز نتوانسته‌ایم موضع مناسبی نسبت به آن اتخاذ کنیم. به عبارتی ما در نهایت نه سبک زندگی سنتی و نه سبک زندگی مدرنی را در حوزه زندگی زناشویی انتخاب کرده‌ایم و حالاتی از جابه‌جایی بین این دو وضعیت قرار داریم.

     

    وضعیتی ناشناخته که نه این است و نه آن ولی در عین حال هم حضی از دنیای مدرن برده و هم پسماندی از سنت‌های گذشته بر این وضعیت اثرگذاری می‌کند. این سبک مدرن همان طور که می‌دانیم برآمده و بازنمایی از فاکتورهایی است که در جامعه ما وارد شده است. مثل بحث رسانه‌های نوین ارتباطی که روزبه‌روز در حال گسترش است و بحث نهاد دانشگاه که آن نیز شدیدا در حال رشد است و ما شاهد افزایش چشمگیر واحدهای دانشگاهی در سراسر ایران با نام‌های مختلف هستیم که هر کدام از آنها طیف عظیمی از دانشجویان را تحت لوای خود می‌برند. دانشگاه با فضای فکری خود که به عبارتی شامل اساتید دانشگاه، موضوعات بحث‌های کلاسی، سخنرانی‌ها و نشست‌های دانشجویی همه و همه قطعا سبک جدیدی را معرفی و دانشجویان را به این سبک زندگی سوق می‌دهد.

     

    رویارویی سبک زندگی مدرن و سنتی چه تاثیری بر ازدواج دارد؟

    فتح اللهی ادامه می‌دهد: تکنولوژی‌های نوینی که ما به صورت وارداتی از آن استفاده می‌کنیم که موارد مختلفی را شامل می‌شود و سبک زندگی مدرن را تقویت می‌کند اما سوالی که در این میان پیش می‌آید این است که رویارویی سبک زندگی مدرن و سنتی چه تاثیری بر روی ازدواج خواهد داشت؟ این سوال سوال خوبی است که به این دلیل باعث لحظه‌ای تفکر در ما می‌شود. چرا که هر دوی این سبک‌ها از لحظه شروع تا لحظه ورود زوج به زندگی زناشویی را ترسیم و ساخت‌بندی می‌کند و هر کدام از این سبک‌ها در واقع برون‌داد و پیامدهای نظری و عملی متعاقب خود را دارند.

     

    معمولا شرایط امروزه ما ایجاب کرده که جوانان ما بیشتر به سبک زندگی مدرن سوق پیدا کنند و زندگی را با معیارهای زندگی جدید انتخاب کنند که در آن بحث مواجهه همسان در زندگی زناشویی ایجاد می‌شود. یعنی پیش از اینکه زندگی زناشویی را آغاز کنند بحث گفتمان دو طرفه، بحث برابر کردن وضعیت نابرابر دوستی یا زناشویی مطرح می‌شود که نشانه‌های آن را شاهد هستیم. برای مثال در شرایط ضمن عقد ما مواردی را داریم که امروزه جوانان ما سعی می‌کنند آن مواردی را که قبلا کسی به آن توجه نمی‌کرد را برابر سازی کنند یا شروطی را اتخاذ نکنند یا تغییری را در آن بدهند که وضعیت همسانی را ایجاد کنند. این معمولا شکل می‌گیرد و زوجین وارد زندگی می‌شوند و با توجه به اینکه با گفت‌وگو و با وضعیت همسانِ ضمنی وارد زندگی می‌شوند ما می‌توانیم سه دوره را برای این زوج‌ها پیش بینی کنیم.

     

    سه دوره زندگی مشترک زوج‌ها

    او در تشریح این سه دوره می‌گوید: دوره اول که بین ۲ تا ۶ ماهه اول زندگی زناشویی است. که در این دوره از زندگی مشترک چه در سبک مدرن و چه در سبک سنتی عموما این دوره گذر می‌کند و عملا به علت مواجه اولیه ذات انسانی با زندگی جدید هر دو و جذابیت‌هایی که دارد بدون مشکل و مسائل جدی سپری می‌شود.

     

    این مدرس دانشگاه ادامه می‌دهد: اما دوره دوم که می‌توان آن را دوره رویارویی اولیه با مشکلات ضمنی است، مطرح می‌شود. مشکلاتی از جمله ادامه کار زنان یا بحث حقوق اجتماعی یک زن دارد و آنها را به صورت مدرن با همسر خود توافق کرده است. این دوره که در واقع یک لحظه گسستی است بین پیوندی که به صورت گفتمانی در سبک زندگی مدرن به وجود آمده بود به چالش کشیده می‌شود چرا که افکار، قوانین، شرع و عرف اجتماعی ما معطوف به تعین بخشیدن به قدرت اجتماعی مرد در روابط زناشویی است. حال تفاوتی وجود ندارد که زندگی مشترک براساس کدام یک از دو سبک به این مرحله رسیده باشد. این مرحله باعث می‌شود که زنان آسیب جدی در زندگی زناشویی ببیند چرا که با وجود پیچیدگی‌ها قوانین و عرف به خواسته‌ها و حقوق خود نمی‌رسند حتی با وجود آنکه با بحث و گفت‌وگو پیش از ازدواج به سبک مدرن به آن‌ها رسمیت بخشیده باشند. مرحله رویارویی با مشکلات اولیه ممکن است با سعه‌صدر و صبر یکی از طرفین سپری شود.

     

    او می‌افزاید: دوره بعدی رویا‌رویی با مشکلات ثانویه است که یکی از مهمترین این مشکلات ثانویه بحث فرزندآوری و آسیب پذیری زنان است. این بحث شفافی است که اغلب مردم آن را می‌دانند که زنان پس از زایمان متوجه آسیب‌های روانی بسیاری می‌شوند و این آسیب‌های روانی که از لحظه پیشا تولد تا لحظه تولد فرزند و پس از آن که ساختار بدنی زن تحت تاثیر قرار می‌گیرد به وجود می‌آید. ما در اینجا مواجه هستیم با قوانین، عرف و شرع و همه چیزی که معطوف به وضعیت و جایگاه مردان است. و اینجا هم زنان هستند که از مشکلات ثانویه که یکی از آنها، مشکلات متعاقب فرزند آوری است آسیب می‌بیند. یک دوره بحرانی دیگر را نیز تجربه می‌کنند که هر کدام از این دوره‌های بحرانی می‌تواند شروعی برای جدایی روانی را رقم بزند.

     

    این مدرس دانشگاه دوره نهایی زندگی مشترک را دوره رویارویی با مشکلات می‌داند و می‌گوید: دوره بعد که دوره نهایی رویارویی با مشکلات است که نهایتا یکی از طرفین فرار را بر قرار ترجیح می‌دهد. که عموما این دسته، زنان هستند چرا که آنان با هرسبک از زندگی زناشویی که انتخاب کرده باشند؛ برای مثال سبک مدرن، در وضعیت نابرابر قانونی و اجتماعی یا همان حالت سنتی وارد زندگی اجتماعی شدند و بر اساس معیار‌های زناشویی سنتی مورد قضاوت قرار خواهند گرفت و با این شکل امکان آسیب بالا خواهد بود چرا که تصوری گفتمانی و برابرخواهانه نسبت به زناشویی داشته‌اند اما در رویارویی با زندگی عملی با معیار‌های سنتی مورد قضاوت قرار می گیرند. و ما در این مرحله با جدایی‌های روانی که به صورت غیر شفاف و دیگری فریب مطرح می‌شود، مواجه هستیم. که اگر این جدایی روانی بال و پر بگیرد و بیشتر شود نهایتا ممکن است منجر به طلاق صریح و رسمی شود.

     

    زنانی که ریسک جدایی را می‌پذیرند آسیب بیشتری می‌ببینند

    او ادامه می‌دهد: اما متاسفانه در اینجا با بحث تسلط سنت بر روی روابط و زندگی زناشویی مواجه هستیم که حتی در لحظه گستت و جدایی هم اجازه جدایی را نمی‌دهد چرا که این دو طرف به دنبال جلب رضایت ناظر بیرونی هستند نه ادامه زندگی و نفع شخصی خود فرد. بدین منوال کسانی که ریسک جدایی صریح و رسمی را می‌پذیرند قطعا با مسائل و مشکلات اجتماعی جدید مواجه می‌شوند. یعنی نه تنها در پذیرش این ریسک راه گریزی نیست بلکه از چاله به چاه افتادن است و دوباره این زنان هستند که با توجه به شرایط اجتماعی ما آسیب بیشتری چه به لحاظ ازدواج مجدد و چه به لحاظ انتخاب زندگی فردی می‌ببینند. یعنی هر کدام از آنها چه مرد و چه زن اگر بخواهد دوباره یکی از این دو زندگی جدید را انتخاب کند این زنان هستند که آسیب پذیرترند و به سبب فقدان قوانین و متناسب با سبک نوین زندگی اجتماعی مورد تعرض واقع خواهند شد.

     

    چرا مردان زنان را مقصر می‌دانند؟

    اکثر مردان در نظراتی که  بیان کرده‌اند دلیل ناراضایتی از زندگی مشترک خود را خواسته‌های اقتصادی زنان دانسته‌اند و انگشت اتهام را به سوی آنان نشانه رفته‌اند. حال این سوال مطرح می‌شود که آیا سبک زندگی مدرن این‌ مشکل یا به عبارت خواسته‌های اقتصادی فزاینده را به وجود آورده است؟

     

    قبل از ازدواج

    خواسته‌های زن امروز نشات گرفته از زندگی مدرن امروزی است

     

    آیا ازدواج نسل‌های گذشته ما هم ازدواج‌های رضایت بخشی بدون خواسته‌های اقتصادی بودند؟

    فتح اللهی در پاسخ به این سوالات می‌گوید: خواسته‌های زن امروز نشات گرفته از زندگی مدرن امروزی است. بدیهی است که تغییر و دگرگونی زن در دنیای مدرن و تبدیل شدن او از حالت مفعولی اجتماعی به عنصری فعال، محصول این وضعیت مدرن است. زن سنتی عموما نیازهای گسترده‌ای نداشته و سوژه‌گی زن نه در جهت ارضای خواسته‌های خودش بلکه در جهت توسعه نگهداری و ارتقاء خانواده بوده است.

     

    آیا نسل های گذشته ما زندگی رضایت بخشی داشتند؟

    این مدرس دانشگاه در پاسخ به این سوال که آیا نسل‌های گذشته زندگی رضایت بخشی داشته‌اند، می‌گوید: بله و خیر. بله به این دلیل که زنان آگاهی و شناختی نسبت به توانای‌ها و جایگاه خودشان نداشتند. به این معنا که رضایت امری برآمده از عدم فهم آنان از وضعیت شخصی خویش بوده است. و خیر به این دلیل که زن در زندگی سنتی مجبور بوده که تماما ساحتی مفعول را تجربه کند به عبارتی تجربه زیسته زنان سنتی سرشار از رفتارهایی بوده که اجبارهای بیرونی عامل انجام شدنشان بوده‌اند. بنابراین امر رضایت در دنیای سنتی با اجبارهای بیرونی‌اش فهم می‌شود و باید زمینه رضایت سنتی را در نظر داشت.

     

    آیا این آگاهی از توانایی زندگی مرد را مختل کرده است؟

    این جامعه شناس به این سوال پاسخ داده و می‌گوید: زندگی مرد مختل نشده ولی چون ما هنوز دنیای سنتی بر ما احاطه دارد و پیش زمینه‌هایی را می‌سازد مستلزم ساختن زمینه‌ای برای این فهم جدید از زندگی جدید است. زمینه‌هایی چون قوانین، روابط اجتماعی و فرهنگ متعاقب آن و چون این زمینه‌ها وجود ندارد پس زندگی زناشویی این زوج مدرن با شکست مواجه می‌شود و در صورتی این شکست را تجربه نخواهند کرد که این زوج صبوری داشته باشند و تلاش کنند که به صورت فردی و گفتمانی برابری دو طرف را اجرا کنند. چون معمولا وقتی عرصه برای زوجین تنگ می‌شود به ناظر بیرونی رجوع می‌کند و این ناظر بیرونی نیز براساس سنت، قوانین و اندیشه‌های سنتی آنها را ارزیابی می‌کند به همین دلیل آسیب‌ها بیشتر و بیشتر خواهد بود.

     

    آیا زنان نسل گذشته ما رضایت بیشتری از زندگی زناشویی خود داشتند؟

    به گفته فتح اللهی، زنان در گذشته رضایت بیشتری داشتند چون فهمی از جایگاه خود نداشتند و یک زندگی مبتنی بر مفعولیت داشتند و آنها معلول و مفعول شرایط بودند. این که دیگران برای آنها تصمیم می‌گرفتند که چه نوع و چه سبکی از زندگی را اتخاذ کنند، چگونه آن را ادامه بدهند و چگونه آن را به پایان برسانند. مثالی قدیمی آن این بود که پدر می‌گفت: دختر با لباس سفید عروسی به خانه شوهرش وارد می‌شود و با کفن سفید از خانه او خارج خواهد شد. این جمله معروف به این معنا است که دیگری برای او ترسیم می‌کند که حتی اگر زندگی اسفبار و همراه با مشکلاتی را داشته باشد چگونه زندگی کند.

     

    به گفته او این ناظر بیرونی شرایط را درک نمی کند: بلکه شرایط از پیش تعیین شده‌ای را برای او متصور شده است. زن در زندگی سنتی باید در هر شرایطی ساختارها و هنجارهای بیرونی را رعایت می‌کرد اما حالا که زن قدرت سوژگی را پیدا کرده و امروزه هم‌پای مردان کار می‌کند و تحصیلات آکادمیک دارند و ارتباط بیشتری با دنیای بیرونی خود برقرار کرده، بسیار سخت است که این زن مدرن را به صورت سنتی مدیریت کنید و با آن زندگی کنید چرا که هنوز یک پس زمینه سنتی زندگی عموم جامعه را هدایت می‌کند.‌

     

    چه کسی از زندگی سنتی رضایت بیشتری داشت؟

    این مدرس دانشگاه در پاسخ به این سوال می‌گوید: طبیعی است که در زندگی سنتی مردان راضی‌تر بودند چرا که هر اندیشه‌ای که آنها داشتند به مرحله ظهور می‌رسید و زن مجری خواسته‌های مرد بود و اندیشه‌ها و خواسته‌هایی که نهایتا در به وجود آوردن، رشد دادن و متعالی کردن یک خانواده تجسم پیدا می‌کرد را تحقق می‌بخشید. قطعا می‌توان گفت که مردان در گذشته احساس رضایت بیشتری داشتند. البته این موضوع به سبک زندگی مرد بستگی دارد. ممکن است در حال حاضر مردی با توجه به یافته‌ها و خواسته‌ها و اندیشه‌های فعلی خود سبک زندگی جدید را انتخاب کند و اتفاقا از اینکه زن مفعولی برای تعین بخشیدن به خواسته‌های او باشد و معیارهای صحیح یک زندگی برابر را نداشته باشد ناراضی‌تر است. بنابراین همه اینها به نوع اندیشه فرد باز می‌گردد. این در واقع موقعیت فرد است که میزان رضایت از زندگی را مشخص می‌کند.

     

    نارضایتی زنان از زندگی مشترک 

    اما ظاهرا این نارضایتی از زندگی، فقط در ایران نیست؛ «اگر شما فکر می‌کنید که شوهرتان همان عشق شما نیست باید بدانید که تنها نیستید» مجله زن روز نیویورک گزارش خود را با این جمله آغاز کرده و نوشته است: بیش از نیمی از زنان مورد مطالعه مجله AOL یا سبک زندگی و مجله روز زن می‌گویند همسرانشان همان جفت آنها نیستند و آنها گاهی اوقات از ازدواج با شوهرانشان احساس پشمیان می‌کنند و گاهی نیز ترک کردن آنها را مطرح می‌کنند.

     

    از ۳۵هزار زن مورد مطالعه نزدیک به ۵۰ درصد می‌گویند که شخصیت شوهرانشان در ابتدا آنها را مجذوب خود کرده است و بیش از ۵۰ درصد آنها می‌گویند که شخصیت شوهرانشان هنوز هم از جمله ویژگی‌های جذاب آنها است.

     

    ۵۲ درصد می‌گویند که آنها به افسانه و سرنوشت باور ندارند و قبول ندارند که شوهرشان باید نیمه دومشان باشد. اما ۷۲ درصد از آنها می‌گویند که در برخی از مراحل زندگی به جدایی و طلاق فکر کرده‌اند.

     

    بیش از نیمی از پاسخ دهندگان ادعا کرده‌اند که شوهرانشان هر روز یا اغلب اوقات به آنها می‌گویند دوستت دارم. ۷۱ درصد انتظار دارند که تا آخر زندگیشان با شوهرشان بمانند.

     

    بیش از ۵۰ درصد زنان مورد مطالعه می‌خواهند که همسرانشان یا پول بیشتری برایشان خرج ‌کنند یا وقت بیشتری را برایشان صرف کنند. نزدیک به نیمی از آنها می‌گویند که شخصیت همسراشان بعد از ازدواج تغییری بدی پیدا کرده یا حداقل این است که آنها در همان شخصیت قبل از ازدواج باقی ‌مانده‌اند.

     

    نتایج این بررسی نشان می‌دهد که آن طور که ما همیشه فکر می‌کردیم پایان ازدواج خوش و خرم نیست.

  • نظرات() 
  • دوشنبه 22 آبان 1396


    اگر شوهرتان مدام این ۶ جمله را می‌گوید، ازدواجتان در خطر است


    جمله‌ های منفی به راحتی ازدواج‌هایی که سالیان سال ادامه داشته‌اند را ویران می‌کند‎

     

    جمله‌ های منفی به راحتی ازدواج‌هایی که سالیان سال ادامه داشته‌اند را ویران می‌کند. اگر ارتباط و احترام بین شما و همسرتان ضعیف‌تر شده است، احتمالاً نگران زندگی‌ زناشوییتان شده‌اید. برای داشتن ازدواجی بادوام، محکم و شاد، سه چیز باید بین شما ماندگار باشد: ارتباط کلامی، احترام متقابل و تعهد. اگر شوهر شما مدام این جملات را به زبان می‌آورد، راحت با او درمورد احساسی که این جملات در شما ایجاد می‌کند، با او حرف بزنید. او باید درکتان کند و به احساسات و نظرات شما احترام بگذارد.

     

    ۱. «حوصله‌ام سر رفته!»

    گاهی اوقات ایجاد تغییر و وقفه در برنامه‌ عادی روزانه خیلی خوب است. از خودتان بپرسید که آیا از برنامه عادی‌تان در رابطه راضی هستید؟ فکر می‌کنید شوهرتان راضی است؟ خیلی مهم است که هر از گاهی برنامه‌ها و فعالیت‌های متفاوتی در رابطه‌تان داشته باشید تا عشقتان قوی‌تر شده و ارتباط احساسی بینتان عمیق‌تر شود.

     

    ۲. «تو هیچوقت حرف‌های منو نمی‌فهمی» یا «تو منو درک نمیکنی»

    زن‌ها و مردها به طریقی متفاوت فکر می‌کنند. به همین دلیل گاهی اوقات ارتباط بین یک زوج پیچیده می‌شود. اگر شوهر شما شکایت دارد که شما هیچوقت حرف او را متوجه نمی‌شوید یا درکش نمی‌کنید، وقت بگذارید و خوب به حرف‌هایش گوش کنید. خوب گوش کردن برای دوام هر رابطه‌ای اهمیت دارد.

     

    ۳. «تو هیچوقت عوض نمیشی» تغییر سخت است.

    اما اگر شوهر شما مدام شکایت دارد که شما قادر به عوض شدن نیستید، با او درمورد اینکه چرا کارهایی که مورد پسند او نیست را آنطور انجام می‌دهید. حرف زدن درمورد این موضوعات و استدلال منطقی شما باعث خواهد شد که درکتان کند.

     

    ۴. «تو چرا مثل …. نیستی؟»

    مقایسه کردن روابط را ویران می‌کند. اگر شوهر شما مدام شما را با مادر، دوستان، خواهرها یا زنان دیگر مقایسه می‌کند، یعنی به آنچه هستید ارزش نمی‌گذارد. به این وضعیت خوب فکر کنید و تصمیمی بگیرید که برای سلامتی و خوشبختی‌تان بهتر باشد.

     

    ۵. «تو دیگه اون آدمی که من عاشقش شدم نیستی»

    تغییرات فیزیکی، احساسی و عقلانی با گذشت زمان ایجاد می‌شود. اگر شوهرتان مدام از این جمله استفاده می‌کند، متوجه نیست که خودش هم دیگر آن فردی که شما عاشقش شده بودید نیست. غیرممکن است که در طول سال‌ها هیچ تغییری نکنید. برای داشتن ازدواجی موفق، شما باید هر دو کنار هم رشد کرده و تغییر کنید و بعنوان یک زوج به این تغییرات همدیگر احترام بگذارید.

     

    ۶. «هر چی تو بگی درسته» یا «هر جور خودت دوست داری»

    این عبارات نشان دهنده فقدان علاقه به کارهای شماست. دلیلش این نیست که شما بر رابطه مسلط هستید و او تابع نظرات شماست. دقیقاً برعکس! این رفتار ادامه‌دار نشاندهنده فقدان علاقه و هیجان در ازدواج شماست. رمز داشتن ازدواجی موفق، رسیدگی به مسائل جزئی و کوچک نیست، بلکه اعتماد کردن به هم و حرف زدن با همدیگر است. برای حل مشکلاتتان با هم وقت بگذارید تا بتوانید زندگی شاد را کنار هم تجربه کنید.

  • نظرات() 

  • آخرین پست ها


    نویسندگان



    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :